وبلاگ

مطالب بیشتری موجود نیست.
sazegari.jpg

ازدواجی که در آن بچه های حاصل از ازدواج قبلی حضور داشته باشند، چالش های زیادی دارد. چنین خانواده هایی باید در زمان برنامه ریزی برای ازدواج مجدد سه موضوع مهم را درنظر بگیرند:

• تفاوت های مالی و زندگی: بزرگسالان باید در مورد محل زندگی شان و نحوه تقسیم پول شان تصمیم گیری کنند. بیشتر والدینی که ازدواج دوم دارند به خانه جدید می روند و این مزیت خوبی است زیرا محیط جدید تبدیل به خانه آنها می شود. زوجین باید در مورد اینکه آیا پولشان را تقسیم کنند یا هرکس جداگانه خرج کند، تصمیم گیری کنند. آنهایی که روش مشترک را انتخاب می کنند رضایت خانوادگی بیشتری دارند.

• حل احساسات و نگرانی ها در مورد ازدواج قبلی: ازدواج مجدد ممکن است دوباره خشم های قدیمی و زخم هایی که فرد از ازدواج قبلی خورده است را زنده کند، کودک مجبور است با این امید کنار آید که والدین سرپرست او با هم سازگار می شوند. یا زنی که ممکن است به دلیل روابط بدی که با شوهر قبلی¬اش داشته است، پس از تصمیم برای ازدواج مجدد دچار احساس عصانیت و آشفتگی روحی شود.

• پیش بینی تغییرات سرپرستی و تصمیم گیری ها: زوج ها باید در مورد نقش هر کدام شان در بزرگ کردن بچه های جدید، تغییر در قوانین خانه داری و مسائل این چنینی بحث و گفتگو کنند. بچه ها پس از این ازدواج واکنش متفاوتی به والدین جدید خود دارند زیرا حالا او نقش رسمی خود را برعهده می گیرد.

سخت ترین جنبه در خانواده های غیرخونی مساله سرپرستی و مراقبت است. تشکیل چنین خانواده ای با بچه های کوچک به مراتب آسانتر از بچه های نوجوان است زیرا آنها در مرحله بحرانی زندگی شان قرار گرفته اند.
با این حال نوجوانان جدا از خانواده هستند زیرا سعی می کنند هویت خود را بسازند.

تحقیقات اخیر نشان داده که نوجوانان (10-14 سال) ممکن است سخت ترین دوره سنی برای هماهنگ شدن در خانواده جدید باشند. نوجوانان در سنین 15 به بالا نیاز به مراقبت کمتری دارند و تمایل زیادی به زندگی با خانواده غیرخونی ندارند در حالیکه نوجوان زیر 10 سال فرد جدید خانواده را پذیرفته اند البته در شرایطی که او تاثیر مثبتی داشته باشد. کنار آمدن با بچه هایی که هویت شان در حال شکل گیری است به مراتب کار مشکل تری خواهد بود.

والدین غیرخونی در ابتدا با روابط شان را با بچه ها مانند یک دوست یا مشاوری مهربان تقویت کنند. زوج ها می توانند توافق کنند که هر کسی مسئول بچه های خودش باشد تا روابط منسجم تر شود.

تا زمانی که والدین غیر خونی بتوانند از عهده مسئولیت های سرپرستی خود برآیند، می توانند رفتار کودکان و کارهایشان را تحت نظارت خود قرار بدهند و یکدیگر را در جریان بگذارند.

خانواده ها ممکن است بخواهند فهرستی از قوانین خانه داری را تنظیم کنند. برای مثال ما پذیرفته ایم که به تمامی اعضای خانواده احترام بگذاریم یا هر عضو خانواده ای پذیرفته که پس از بیدار شدن از خواب تختش را مرتب کند.

در بهترین شرایط سازگار شدن با خانواده غیرخونی دو تا چهار سال طول می کشد. و صحبت با روان شناس به این رویه کمک خواهد کرد.

منابع:
ایسنا نیوز
www.fekrbonyan.com

25/مهر/1398
concerned-wife.jpg

اهمااهمال کاری به مثابه­ی رفتاری خود­تخریب­گر

باور رایج درباره­ی افراد اهمال کار این است که آنها مهارت اندکی در مدیریت زمان دارند، اما پژوهش­ها نشان می­دهند که مشکل اصلی این افراد ضعف در مهارت خود-تنظیمی است. این ناتوانی سبب می­شود که افراد اهمال کار خوشی لحظه حال را در اولویت قرار داده و نسبت به اهداف آتی بی تفاوت باشند. که البته این چرخه در نهایت منجر به استرس بیشتر و در نتیجه آسیب­های روحی و روانی، مشکلات تحصیلی، شغلی و اجتماعی و خانوادگی شده و در بلند مدت باعث می­شود که فرد فرصت­های ارزشمند زندگی را از دست بدهد و رضایت از زندگی اندکی داشته باشد.

خوشبختانه، مجموعه­ای از تکنیک­های روانشناختی وجود دارد که افراد اهمال کار می توانند با استفاده از آن این عادت بد خود را مدیریت کنند.

واژه­های اندکی وجود دارند که با شنیدن آن، به اندازه شنیدن واژه­ی ضرب­الاجل ترس و دلهره در روان آدمی رخنه می­کند. از نظر لغوی ضرب­الاجل به معنی تعیین مهلت برای به پایان رساندن کار یا وظیفه­­­ای است که بر عهده گرفته­ایم. انگلیسی زبان­ها برای این مفهوم از واژه­ی ددلاین استفاده می­کنند، که از دو واژه ی مردن و خط تشکیل شده است. ریشه این واژه به دوران گذشته و در زندان­ها بر می­گردد که در محوطه­ی زندان خطی روی زمین ترسیم می­شده است که در صورت عبور زندانی از آن مورد اصابت گلوله قرار می­گرفته و کشته می­شده است. اگرچه واژه ددلاین دیگر به این معنا مورد استفاده قرار نمی­گیرد، اما هنوز بوی مرگ از آن استشمام می­شود. “اگر این کار را تا فردا انجام ندهم، فلانی مرا می­کشد! “.

علی­رغم تمام استرس و دلهره­ای که ضرب­الاجل­ها در ما بر­می­انگیزند، اما باز هم کار­ها را به تعویق می­اندازیم، شروع کردن­ها را از ساعتی به ساعتی دیگر و از روزی به روزی دیگر موکول می­کنیم و در نهایت این جمله را با خود می­گوییم که ” از شنبه شروع می­کنم”! اما بالاخره بعد از تمامی این وقت کشی­ها، ناگهان به خود می­آییم، و در حالی که ساعت دو شب شده، با ترس و اضطراب و همزمان خواب آلودگی، با زجر و ناسزا به دنیا و درس و استاد، به صورت شب امتحانی خود را برای آزمون فردا آماده می­کنیم. عجیب­تر این که ما با علم به این که به تعویق انداختن کار­ها حالمان را بدتر می­کند، عامدانه و همزمان با حس اضطراب انجام وظایفمان را به تاخیر می­اندازیم. به همین جهت است که بنابر نظر روانشناس دانشگاه کلگری کانادا، پیرز استیل، اهمال کاری و به تعویق انداختن کار­ها نوعی خود­تنبیهی و آزار دادن خود است.

اهمال کاری به مثابه خودآزاری

اگرچه به طور معمول افراد اهمال کار عملکرد ضعیف­تری نسبت به دیگران دارند، اما آفت­های اهمال کاری فقط به ارائه­ی کار­های ضعیف و از دست دادن ضرب­الاجل­ها ختم نمی­شود. در واقع اهمال کاری مزمن با مجموعه­ای از پیامد­های منفی جسمی و روانی همراه است. به طور نسبتا واضحی، افراد اهمال کار در طول زندگی استرس بیشتری نسبت به دیگران دارند. به همین علت، گروهی از این افراد در بلند مدت با مشکلات قلبی و عروقی مواجه می­شوند. علاوه بر این، اهمال کاری می­تواند به صورت گسترده­ای تمام شئون زندگی را در بر گرفته و در نتیجه حتی به کوچکترین وظایف زندگی سرایت کند. از مسواک زدن دندان­ها موقع خواب گرفته تا پیگیری مشکلات جسمی و روحی و مراجعه به پزشک و روانشناس. نکته غم­انگیزی که ماجرا را برای افراد اهمال کار دشوار تر می­کند، این است که به طور معمول اهمال کاری با افسردگی و اعتماد به نفس پایین همراه است و یا به آن دامن می­زند.

چرا اهمال کاری می­کنیم

اهمال کاری مزمن رفتار خود-تخریب کننده ای است، اما ما همچنان به آن ادامه می­دهیم. چرا؟ پاسخ جامع و کامل به این سوال وقت بسیاری را می طلبد و البته علت این رفتار در افراد مختلف می­تواند به دلایل گوناگون باشد، که برای بررسی آن هر فرد می تواند به روانشناس متخصص در زمینه اهمال کاری مراجعه کند. اما به طور کلی، یکی از دلایل اصلی این که اهمال کاری در ما تبدیل به یک عادت رفتاری شده، نوع نگاه ما به این مشکل است. اغلب افراد فکر می کنند که اهمال کاری و به تعویق انداختن کار ها به دلیل توانایی ضعیف ما در مدیریت زمان است. اما طبق پژوهش­های روانشناختی اهمال کاری بیشتر ریشه در توانایی ضعیف ما در مدیریت عواطف و هیجاناتمان دارد.

انسان در طی فرایند تکامل به گونه­ای شکل گرفته است که به صورت خود به خود میل به مصرف کمترین انرژی برای انجام کار­ها دارد. به عبارت دیگر وظایف و اهداف راحت و بی دردسر نسبت به کار­های دشوار خوشایند تر هستند. از این نظر همه ی ما به هم شبیه هستیم. در واقع هیچ کس انجام کار­ها و وظایف سخت و پر استرس را دوست ندارد، اما این که چگونه افراد با این استرس رو به رو شده و آن را مدیریت می کنند، نشانگر یکی از تفاوت­های فردی بین افراد اهمال کار و دیگران است. افراد اهمال کار معمولا توانایی ضعیفی در مدیریت عواطف و هیجاناتشان دارند و به عبارت کلی تر در جمع و جور کردن خودشان، یعنی در خود تنظیمی با مشکل مواجه هستند. به عبارت دیگر، این افراد تکانشی هستند. به این معنی که برای دستیابی به یک هدف ارزشمند که نیازمند تلاش مداوم و تحمل استرس و پیچیدگی­های کار در مدت زمانی نسبتا طولانی است، توانایی اندکی برای نادیده گرفتن و سرکوب حس خوشحالی و راحتی زمان حال دارند. در واقع این افراد در پاسخ به استرس و حالات ناخوشایندی که انجام وظایف به بار می آورد، به جای تلاش برای تکمیل و انجام هدف مورد نظر، خلق و خوی خوشایند فعلی را در اولویت قرار می دهند و به همین دلیل است که معمولا بیان می کنند در دوره­هایی که وظایف سنگینی بر عهده دارند، فعالیت­هایی که در گذشته برای آنها جذابیت چندانی نداشته، به یک باره بسیار خوشایند و دلپذیر می شود. مثل دیدن سریال های تکراری یا انجام بازی­های کامپیوتری در شب امتحان. در بررسی پدیده اهمال کاری، روانشناسان معتقدند که افراد اهمال کار خود فعلی یا به عبارت دیگر حالات هیجانی و عاطفی فعلی را مهم تر از خود آینده شان می دانند. به همین جهت، برای اجتناب از حالات ناخوشایند هیجانی ناشی از شروع یک کار دشوار، افراد اهمال کار انجام کار را به تعویق می اندازند تا در کوتاه مدت و در لحظه حال خلق و خوی راحت و آرامی داشته باشند، و انجام کارشان را به کس دیگری محول می کنند. و این فرد کسی نیست جز خود آینده شان که قرار است از شنبه کار را شروع کند. غافل از این که خود آینده این افراد با خود فعلی شان هیچ تفاوتی ندارد و اساسا این شنبه با شنبه ی گذشته تفاوتی ندارد. البته ذکر این نکات به معنی این نیست که افراد اهمال کار هیچ شناختی از چگونگی و چرایی اهمال کاری ندارند. در واقع، برعکس این امر صادق است. یعنی افراد اهمال کار با اطلاع از این که انجام وظایف سخت و دشوار میزان قابل توجهی از استرس را برایشان به همراه دارد، کار ها را به تعویق می اندازند. در واقع بعد از مدتی که اهمال کاری در فرد ریشه می دواند و تبدیل به یک عادت رفتاری سفت و محکم در وی می شود، فرد هیچ کاری را شروع نمی کند تا با حس شکست و این که می توانسته خیلی زودتر این کار را شروع کند رو به رو نشود. این نکته آفت بسیار عذاب آوری برای فرد و حتی اطرافیانش است. چرا که این چرخه نه تنها اعتماد به نفس را از فرد گرفته، بلکه منزلت و جایگاه اجتماعی وی در بین اعضای خانواده و همکاران را خدشه دار می کند. و مهم تر از آن فرصت رشد و شکوفایی و استفاده از فرصت های ارزشمند و در عین حال گذرای زندگی را از وی می گیرد. به همین دلیل است که گفته می شود، دنبال کردن لحظه به لحظه ی حس راحتی و خوشی در کوتاه مدت و همزمان به تعویق انداختن کار ها و وظایف، نوعی خودآزاری و شکنجه کردن خود است. رفته رفته این افراد به بمبی از اضطراب و استرس تبدیل می شوند که در صورتی که به موقع خنثی نشوند، عواقب ناخوشایندی در انتظارشان خواهد بود.

در پژوهشی درباره اهمال کاری، دکتر فوشیا سایرویس به این نتیجه رسید که اولویت دادن به  خلق و خوی آسوده و حس راحتی فعلی به قیمت بی توجهی به آینده، بدین معنی است که دلیلی برای انجام فعالیت­هایی که بهزیستی و شادکامی را در بلند مدت ارتقا می دهد وجود ندارد. به طور خلاصه، فعالیت­ها و کارهای مهم که انجام آنها برای ایجاد و حفظ سلامت جسمی و روحی ضروری است، در صورتی که در دید افراد اهمال کار دشوار و یا ناخوشایند باشند به راحتی کنار گذاشته می شوند. به همین دلیل، در کنار تاثیر مستقیم استرس ناشی از اهمال کاری بر سلامت، گسست بین اهمیت دادن به راحتی و آسودگی لحظه حال، به قیمت بی توجهی به آینده باعث می شود که افراد اهمال سلامت جسمی و روانی ضعیف تری نسبت به دیگران داشته باشند.

برای ریشه کن کردن اهمال کاری چه کار باید کرد؟

خوشبختانه برای مدیریت اهمال کاری راهکار های روانشناختی اثر بخشی وجود دارد که در کاهش این مشکل به افراد کمک می کند. البته لازم به ذکر است که این روش ها خود-حمایتگر بوده و جای کمک گرفتن از متخصصین روانشناسی را نخواهد گرفت. در این بخش بعضی از راهکاری های مقابله با اهمال کاری معرفی می شود:

  • تمرین مهرورزی به خود. در پژوهشی که در آن 700 نفر از افراد دارای مشکل اهمال کاری شرکت کردند، مشخص شد که با کم و زیاد شدن میزان مهروزی افراد نسبت به خودشان، میزان اهمال کاری آنها نیز کم و زیاد می شود. در واقع بر خلاف انتقادات بی حد و حصر و مداوم از عملکرد خود، مهربان بودن و درک کردن خود همچون سپری است در برابر هیجانات منفی که افراد اهمال کار برای اجتناب از این هیجانات منفی به اهمال کاری روی می آورند.
  • بخشیدن خود. بعد از پایان پروژه­ها و تکالیف و وظایفی که بالاخره آنرا انجام دادید، به جای این که به خود حمله کنید و خود را سرزنش و ملامت کنید که اگر آنرا زود تر انجام داده بودم، نتیجه ی بهتری می گرفتم، خود را به خاطر اهمال کاری­تان ببخشید. در واقع، نتایج پژوهشی درباره­ی اهمال کاری نشان داد که دانشجویانی که مطالعه برای یک امتحان را به تعویق انداخته و سپس خود را بخشیده بودند، به احتمال کمتری برای امتحانات بعدی اهمال کاری می کردند.
  • تمرین ذهن­آگاهی. ذهن­آگاهی به معنی آگاهی و توجه بدون قضاوت به افکار و هیجانات لحظه حال و پذیرش آنها است. برای تمرین ذهن­آگاهی روزانه 20 دقیقه زمان صرف کنید. در محیطی آرام و بدون سر و صدا به حالت چهارزانو روی زمین بنشینید و چشمان خود را ببندید. شروع به کشیدن نفس­های عمیق کرده و بر روی ورود و خروج هوا به ریه هاتان توجه کنید. دقت کنید که نفس کشیدن ها تند و بسیار عمیق نباید باشند. به صورتی نفس بکشید که حس راحتی داشته باشید. در این بین ممکن است، افکار و تصاویر و یا خاطرات مثبت یا منفی به ذهن شما هجوم بیاورد. هیچ اشکالی ندارد. بدون عجله اجازه بدهید که این تصاویر گذرا عبور کنند و دوباره روی نفس کشیدنتان تمرکز کنید. پژوهش­های روانشناختی نشان داده اند که با تمرین ذهن­آگاهی استرس و اضطراب و به تبع آن اهمال کاری کاهش قابل ملاحضه ای پیدا می کند.

 

25/مهر/1398
SchoolBreakfastStudy_shutterstock_290441519.jpg

راهکارهایی برای کودکانی که با صبحانه خوردن مشکل دارند
صبحانه نخوردن کودکان والدین را همیشه نگران می کند از طرفی بچه ها ممکن است شکایت کنند که خیلی زود است که چیزی بخورند، گرسنه نیستند در نتیجه برخی از کودکان با شکم خالی به مدرسه می‌روند و تا اولین زمان استراحت در مدرسه، غذایی نمی خورند.
اما چاره چیست؟

کودکتان را سحر خیز کنید:
اکثر کودکانی که صبحانه نمی خورند کودکانی هستند که دیر تر از حد معمول از خواب بیدار می شوند و یا برای رفتن به مدرسه با عجله آماده می شوند و زمانی برلیصبحانه خوردن ندارند و یا اینکه به دلیل خوابیدن بیش از حد اشتهایی به خوردن صبحانه ندارند.

نظر کودکتان را در مورد صبحانه بپرسید:
کودکان مواد غذایی متفاوتی را نسبت به بزرگترها برای صبحانه دوست دارند. از انها در مورد صبحانه ی مورد علاقه شان سوال کنید و نظرات انها را بر سر سفره ی صبحانه راه دهید.

صبحانه را برای آنها مثل یک بازی و تفریح کنید:
نه تنها صبحانه بلکه هر وعده غذایی که خوردن آن با شادی و خنده همراه باشد لذت بیشتری خواهد داشت و کودک بیشتر به خوردن علاقه مند می شود. شما با توجه به سن کودکتان می توانید زمان خوردن صبحانه او را سرگرم و شاد کنید تا با میل بیشتری صبحانه بخورد.

غذاهای غیر طبیعی را برای آخر بگذارید:
بعضی از والدین از یک سری غذاهای فرآوری شده برای صبحانه کودکشان انتخاب می کنند که امری کاملا اشتباه است و علاوه بر اینکه هیچ تاثیر مثبتی در رشد کودک ندارد بلکه ذائقه ی او را هم به سمت غذاهای آماده سوق می دهد.

میز صبحانه را متنوع بچینید:
مطمئنا هیچ کودکی دوست ندارد هر روز صبح نیمرو بخورد و یا همیشه برای صبحانه نان و پنیر داشته باشد.
محبوبه یخچالی

25/مهر/1398
507986729_XS.jpg

 

گذشته از تمام بحران ها و مشکلاتی که در این سن برای نوجوانان ایجاد می شود، آموزش بهداشت شخصی به نوجوانان، مسئولیت بزرگی است که در مرحله اول به عهده والدین می باشد.

به همین منظور موارد زیر به نوجوانان و والدین پیشنهاد میشود:

  1. ۱- بلوغی که در سن نوجوانی ایجاد می شود و شاخصه اصلی و مهم دوران نوجوانی است، تغییرات عمده ای را در زمینه رعایت و ضرورت بهداشت شخصی در فرد ایجاد می کند.
    به والدین و معلمان که با نوجوانان سر و کار دارند، توصیه می شود که درباره این تغییرات با نوجوانان خود صحبت کنند و به وضوح تغییرات انجام گرفته در دوران نوجوانی را برای آنها بازگو کنند. لحن گفتگو باید صمیمانه و دوستانه باشد تا نوجوان به راحتی آن را بپذیرد.
    ۲- والدین باید علاوه بر بازگو کردن تغییرات طبیعی بدن در دوران نوجوانی، لیستی از وسایل بهداشتی که نوجوان در این دوران به آنها احتیاج دارد را تهیه کنند و در اختیار او قرار دهند، وسایلی مانند تیغ، مواد ضدتعریق و خوشبوکننده زیر بغل، ریش تراش برای آقا پسرها و نوار بهداشتی و سینه‌بند برای دختر خانم ها و … ، زیرا ممکن است که در اوایل بازگو کردن احتیاجشان به این وسایل برای نوجوانان کمی سخت باشد، بنابراین والدین باید قبل از بازگو کردن احتیاج آنها، این وسایل را در اختیارشان قرار دهند.
    ۳-به والدین توصیه می شود که کار با وسایل بهداشتی را به نوجوانان خود آموزش دهند تا مشکلی حین استفاده برای آنها پیش نیاید؛ مثلا چگونگی استفاده از تیغ را که برای از بین بردن موهای زائد استفاده می شود به آنها آموزش دهند تا مشکلاتی مانند جوش و زخم در اثر عدم آگاهی کافی برایشان ایجاد نشود.
    ۴-همچنین والدین باید نوجوانان خود را به استفاده از محصولات بهداشتی در این دوران تشویق کنند تا آنها هم نظافت شخصی را در زندگی خود رعایت کنند.
    ۵- که والدین باید با نوجوان خود صادق باشند و در عین حال ظرافت های گفتاری و رفتاری لازم را نیز به کار برند؛ برای مثال اگر پدر و مادری متوجه شوند که نوجوان خود بوی عرق می دهد و این نکته را به او گوشزد نکنند، ممکن است در بیرون از منزل مورد تمسخر دوستان خود قرار گیرد و دچار سرخوردگی شود.
  2. رعایت مسائل بهداشتی در زمینه های زیر در دوران نوجوانی بسیار لازم و ضروری می باشد :
    ۱-دوش گرفتن: در دوران کودکی عرق کردن منجر به بدبو شدن کودک نمی شود، اما با تغییرات جسمی که طی دوران بلوغ در نوجوانان رخ می دهد، بوی عرق بدبو می شود و فرد نیاز دارد که هر روز دوش بگیرد و از مواد خوشبوکننده و ضدتعریق استفاده کند.
    ۲-زدودن موهای زائد: اصلاح موی صورت در نوجوانان سبب تمیز به نظر رسیدن آنها می شود. همچنین آموزش چگونگی زدودن موها زائدی که در زیر بغل و کشاله ران ها می روید، از موارد ضروری محسوب می شود.
    ۳- پوشیدن لباس های تمیز و مرتب: تعویض لباس های بدبو و کثیف و پوشیدن لباس های تمیز از موارد ضروری است که نوجوانان باید آن را در نظر بگیرند. والدین باید به نوجوانان خود آموزش دهند که پس از سن بلوغ، لباس های زیر خود را با آب و مواد شوینده بشویند و در حفظ نظافت لباس هاس زیر خود کوشا باشند. در غیر این صورت بیماری های قارچی به سراغ آنها خواهد امد و اندام های تناسلی آنها را دچار مشکل می کند.
    ۴-رعایت نظافت پوست و مو: در طی دوران نوجوانی، غده های چربی که در سراسر بدن قرار گرفته اند، شروع به ترشح چربی از منافذ پوست می کنند. همزمان با قرارگیری چربی بر روی پوست، برخی باکتری هایی که در اطراف ما قرار دارند، بر روی پوست قرار می گیرند تا از این چربی ها برای تغذیه خود استفاده کنند. بنابراین علاوه بر چرب شدن پوست، بوی نامطبوعی (که حاصل تغذیه باکتری ها از عرق می باشد) هم از آن متصاعد می شود. بنابراین نظافت پوست و استحمام، از فعالیت های مهم و ضروری در دوران بلوغ و پس از آن محسوب می شود.

منبع:
کتاب آموزش مبانی خودمراقبتی به نوجوانان، دکتر کمال حیدری
Tebyan.net

25/مهر/1398
teensss.jpg

با عاشق شدن‌های دوران نوجوانی فرزندمان چگونه برخورد کنیم؟

‎هیچ‌کس مانند پدر و مادر نمی‌تواند نوجوان را از برهه عواطف زودگذر، ناپایدار و حتی گاه خطرناک به سلامت بگذراند.

‎از نوجوانی به عنوان دوره بحران نام برده شده است و والدین باید حتما مطالعه‌های زیادی در مورد ویژگی‌های عاطفی، شناختی و جسمی نوجوانان داشته باشند تا با آشنایی از این دوران، نوجوان خود را به درستی هدایت کند.

در این صورت خواهند دید که بسیاری از رفتارهایی که می‌تواند موجب رنجش پدر و مادر شود، برای این دوره کاملا طبیعی است و به جد نیازمند صبر و مهربانی است.

‎به دلیل سرعت بالای رشد در این دوره به ویژه در حوزه جنسی، نوجوان به شناخت جنس مخالف گرایش می‌یابد و در این مورد احساس پیدا می‌کند ولی این احساسات بیشتر از آن‌که جنبه عقلانی داشته باشند جنبه احساسی دارند.

علاوه بر این، علاقه‌مندی به رمان‌ها و فیلم‌های عاشقانه و کنجکاوی‌های جنسی نیز از همین دوران شروع می‌شود. از این‌رو، بهتر است که والدین به جای ایجاد محدودیت، با کسب آگاهی از نوجوان خود مراقبت کنند.

‎ والدین باید نحوه برخورد با دوران بلوغ را به نوجوان خود بیاموزند،  نوجوان باید بداند که والدین دوستش دارند و این احساسات متلاطم طبیعی است.

البته او در این سن از ناپختگی رنج می‌برد و والدین راهی ندارند جز این‌که با چنین وضعیتی با فرزندشان با احتیاط برخورد کنند؛ چراکه در غیر این صورت ممکن است نوجوان دست به رفتارهایی بزند که بسیار غیر عقلانی بوده و نتیجه‌ای جز پشیمانی خودش و والدین نخواهد داشت.

‎صمیمی شدن با نوجوان در حدی که بتواند به راحتی مسائلی که برایش پیش می‌آید را با والدین هم جنس خود مطرح کند خوب است و بدون شک الگوی سالم اخلاقی و جنسی والدین هم در این مورد تاثیر به‌سزایی دارد؛ در واقع باید نگرش مثبت خود را نسبت به احساس عشق نشان دهیم و توامان در خصوص بی‌بند و باری‌های جنسی و خطرات آن گوشزد کرده و نوجوان‌مان را آگاه کنیم.

 

نوجوانانی که این اطلاعات را از والدین هم جنس خود می‌گیرند در مقایسه با کسانی که از دوستان خود اطلاعات کسب می‌کنند، آگاهی‌ها و رفتار سالم‌تری را دریافت کرده‌اند؛ به عبارتی نوجوان به شدت نیازمند توجه و دیده شدن است و باید تمهیدات را طوری بچینیم تا برای رفع تشنگی خود دست به انتخاب دوستی‌های ناسالم نزند.

‎نوجوان باید نسبت به خود تصورات مثبتی داشته باشد و یقین حاصل کند که از نظر چهره، فیزیک و توانایی‌های خاص خود مورد قبول والدین است.
‎مشغول بودن نوجوان در کلاس‌های ورزشی، گوش کردن به حرف‌ها و درد دل‌های مختلف او، درک شرایط، بیان داستان‌های نوجوانی از زبان والدین، اطلاع از پیامدهای ناگوار دوستی‌ها و روابط ناسالم، همچنین ایجاد بسترهایی برای رشد شناختی و مهارتی نوجوان طوری که بخش مهمی از اوقاتش را صرف آموزش و یادگیری کرده و بتواند از طریق رشد در مهارت‌های هنری ابراز وجود کند نیز تاثیر مثبتی دارد.

نوجوان باید بداند که پدر و مادر در این مسیر پرتلاطم کنارش هستند.

25/مهر/1398
IMG08321413.jpg

به باور ها و نگرشهای خود در ارتباط با فرزند خود تامل کنید. آیا متناسب با سن فرزند خود به او آزادی و استقلال لازم را می دهید و یا جز والدینی هستید که در انجام تمام کارها به فرزند خود کمک می کند؟

تا چه اندازه تحمل دیدن ناکامی و شکست کودک خود را دارید و به او اجازه ی اشتباه کردن می دهید؟

چقدر به خودتان اجازه ی اشتباه در فرزندپروری خود می دهید؟
والدین کامل، والدین کمالگرایی هستند که می خواهند برای فرزند خود «به اصطلاح خوب» باشند و بدین منظور بیش از اندازه با فرزندانشان درگیر می شوند و باور دارند که باید همه کار برای فرزندشان انجام دهند.
والدین کامل گاهی برای فرزندشان به صورت پیشخدمت در می آیند و می خواهند به تمام فعالیتهای فرزندشان نظارت داشته باشند.

مثلا می خواهند مطمئن شوند که آیا او به موقع بیدار می شود و به کارهایش می رسد یا خیر.

اینگونه والدین به طور مداوم فرزندشان را نصیحت می کنند که « بجه ی خوبی باش»، « تکالیفت را بنویس»، مسواک بزن» و …. آنها کوچکترین حرکات کودک را مدنظر دارند و با رسیدن کودک از مدرسه به خانه موجی از سوالات و نصایح شروع می شود:

امروز چه کار کردی؟

مشقهایت را بده ببینم

لباسهایت را عوض کن

شامت را بخور، عجله کن و …
والدین کامل یا « به اصطلاح خوب» معمولا منظور بدی ندارند، ولی رفتارشان استقلال و اعتماد به نفس فرزندشان را از بین می برد.

آنان باور دارند که رفتار فرزندشان، بازتاب شایستگی آنان به عنوان والدین است و با همین طرز تفکر، مسئولیت هر عمل فرزندشان را به عهده می گیرند و به این ترتیب، کودکانی بی دست و پا بار می آورند. آنها به جای آنکه اجازه دهند کودک از تجارب خود درس بگیرد، برایش دلسوزی می کنند و در مقابل همه چیز محافظ او هستند.

اگر این ویژگی ها را در خود می بینید، بهتر است تلاش کنید خود را از کامل بودن به سمت کافی بودن هدایت کنید، تا مسئولیت پذیری، احترام متقابل و استقلال در فرزند تان شکوفا شود.

25/مهر/1398
image-0-compressed-5.jpg

تاثیر تعارضات و دعوای والدین بر کودکان

گاهی اوقات اختلاف سلیقه بین زوجین باعث می شود تا درگیری و بحث بین زوجین اتفاق بیافتد اما در این میان تاثیر دعوای والدین بر کودکان باید مورد توجه قرار بگیرد.کودک در دعوای بین مادر و پدر خود مورد ضربات روحی بسیار سخت قرار می گیرد و احساس نا امنی میکند و والدین خود را از خود دور می بیند و زندگی خود را درآستانه ی تباهی می داند .

دعوای والدین بر کودکان می تواند بر جنبه های مختلف روانی کودک اثر بگذارد، در اینجا به مهم ترین احساسات و آسیبهایی که در کودکان ایجاد می شود اشاره می کنیم:

احساس گناه

کودکان در سنین خیلی پایین به درستی متوجه علت دعوای پدر و مادر خود نمی شوند. همین امر ممکن است موجب شود در این شرایط احساس گناه پیدا کنند و فکر کنند در دعوای پدر و مادرشان مقصر هستند.

پرخاشگری

الگوبرداری های کودکان موجب می شود پرخاشگری را یاد بگیرند. رفتارهای پرخاشگری کودکان در چنین خانواده هایی بیشتر به چشم می خورد. آن ها یاد می گیرند، به جای حل مسئله با داد و بی داد باید به سراغ مشکلات بروند و از این طریق بر آن ها غلبه کنند.

تنش و اضطراب

دعوا از یک طرف هم می تواند باعث آموزش پرخاشگری به کودکان شود و هم از طرف دیگر باعث شود کودکان دائما در معرض اضطراب شدید قرار گیرند و نتیجتا اختلالات اضطرابی و افسردگی را پرورش دهند و گوشه گیر شوند.

کاهش اعتماد به نفس

در مواقعی نیز تاثیر مشاجره والدین بر فرزند به صورت کاهش اعتماد به نفس، اضطراب و افسردگی بروز می‌کند که در بعضی از کودکان می‌تواند حتی تبدیل به روحیه خودکشی شود.

تاثیر در عملکرد تحصیلی

عملکرد تحصیلی کودک در نتیجه مشاجرات والدین آسیب می‌بیند که همین امر بر پرورش مهارت‌های عاطفی و اجتماعی وی نیز اثر می‌گذارد.

مشکل در ایجاد صمیمیت

اگر فرزندان شاهد وقایع ناراحت کننده و به خصوص دعوای پدر و مادرشان باشند در طول زمان خوش بینی خود را در مورد جهان و توانایی‌های خود را برای به دست آوردن هماهنگی و عشق از دست می‌دهند.

توصیه می شود که اگر والدین می توانند احساسات خود را کنترل کنند، بهتر است مخالفت ها و ناسازگاری های خود را به تعویق بیندازند تا محیط و زمانی مناسب برای خالی کردن آنها پیدا کنند. بهتر است این مشاجرات در محلی به غیر از خانه انجام شود، پارک یا سایر محیط هایی که بچه ها در آن حضور نداشته باشند، مناسب تر است.

بچه ها را آگاه سازید وقتی که مشاجره ای صورت میگیرد، به این معنی نیست که آنها همدیگر را دوست ندارند بلکه بزرگترها هم گاهی درست مثل خود بچه‌ها دعوا می‌کنند و در موقع دعوا ممکن است که حرف‌هایی زده شود که واقعا منظور آنها نبوده است. باید دوتایی با هم برای بچه ها توضیح دهید که گاهی پدر و مادرها با هم مخالف هستند و با هم جروبحث می کنند و یا بعضی روزها بزرگترها خسته و کم‌حوصله می‌شوند و شاید از دست کسی عصبانی باشند، در این زمان ممکن است در خانه بحث و دلخوری یا شاید دعوا پیش بیاید اما این دلیل نمی شود که یکدیگر را دوست نداشته باشند. به کودک بگویید که هردو چقدر دوستش دارید.در آخر سعی کنید مشکل را حل کنید.

موضوعات روابط زناشویی نیاز به بحث و چالش دارند. صدایتان را پایین بیاورید و از مسیر درست به بحث و گفتگو بنشینید. حتی اگر شده به صورت ظاهری، سعی کنید وانمود کنید که مشکل تان را حل کرده اید یا این که جلوی بچه ها بگویید: خب بهتر است بحث را تمام کنیم، ما الان عصبانی هستیم بهتر است بعدا راجع به این موضوع تصمیم بگیریم. نکته اصلی این است که باید همه جروبحث ها را با یک نتیجه مثبت تمام کنید.

خود را در موقعیت کودک قرار دهید. این کار باعث می شود تا کمی از شدت عصبانیت تان یا نحوه بروز آن کم شود.

روش های کنترل خشم و عصبانیت را امتحان کنید. تنها کسی که شما برآن تسلط دارید خودتان هستید. پس خودتان را کنترل کنید! با این کار هم از یک دعوا جلوگیری می کنید و هم به کودک تان این روش کنترل عصبانیت را یاد می دهید

اگر می توانید سعی کنید با زبان ساده برای کودک شرح دهید که چرا با هم اختلاف دارید و مشکل بین شما دو نفر چیست. سعی کنید طوری ماجرا را تعریف کنید که کودک خود را علت به وجود آمدن آن دعوا نداند. سعی کنید جوری برخورد کنید که کودک مجبور به حمایت از یک طرف و مقابله با طرف دیگر نشود.

 

منابع:

BBC Persian News

www.hidoctor.ir

25/مهر/1398
bad-news.jpg

 

جریان بی‌وقفه خبرهای هولناک بر سلامت جسمی و روانی تاثیر منفی دارد. لازم نیست که حتما به صورت مستقیم درگیر فجایع طبیعی یا حوادث و حملات مرگبار باشید تا آثار منفی آن را احساس کنید.
در دورانی که ما از طریق رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی به بدترین فجایع انسانی، دسترسی سریع، نامحدود و بی قید و بند داریم، خودمان باید خبرهایی را که به ما می‌رسد کنترل کنیم تا بتوانیم روان سالم داشته باشیم.
اما در دنیایی که شبانه‌روز در معرض اخبار بد هستیم، تاثیر روانی این حجم زیاد تراژدی را چگونه کنترل کنیم؟

لازم نیست که همه چیز را ببینید
اگر برای مثال ویدئویی از اجساد قربانیان یک حادثه، یا بدتر از آن صحنه کشته شدن یک انسان در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شود، یادتان باشد که لازم نیست حتما آن تصاویر را ببینید. حتی اگر می‌خواهید در جریان خبرها قرار بگیرید، روزنامه‌نگارها قبلا کار سخت را برای شما انجام داده‌اند و با دیدن این ویدئوها و راستی‌آزمایی آنها، بدون انتشار تصاویر دلخراش، آخرین رویدادها را برای شما گزارش می‌کنند.

از اخبار فاصله بگیرید
شما نمی‌توانید همه مشکلات جهان را حل کنید و دنیا را نجات دهید، پس سعی کنید بر وضعیت روانی خودتان مسلط شوید.
تلویزیون را خاموش کنید، فیسبوک و توییتر و تلگرام را برای مدتی قطع کنید و موبایلتان را شب‌ها به رختخواب نبرید.
سعی کنید بفهمید که دقیقا کدام خبرها بیشتر شما را تحت تاثیر قرار می‌دهد. از اخباری که تاثیر منفی بیشتری روی شما دارد فاصله بگیرید. اگر با واکنش‌های روانی خود در برابر خبرها بهتر آشنا باشید، راحت‌تر می‌توانید عادت‌های خود در پیگیری خبرها را تغییر دهید.

روانشناسی اخبار منفی
برای خیلی از ما در معرض اخبار نبودن گزینه عملی نیست، به ویژه در فضای زندگی مدرن امروز که خبرهای سیاسی و اقتصادی رابطه مستقیم با زندگی روزمره دارند.
اما مسئله آن است که ما تاثیر رویدادهای خبری را بر زندگی روزانه خود دست بالا می‌گیریم، برای اینکه تصور می‌کنیم ثبات زندگی ما را از بین می‌برند. به همین دلیل است که برای حفظ ثبات زندگی و آرامش ذهنی خود، وسواس‌گونه به دنبال پیگیری خبرهایی هستیم که عمدتا در زمره اخبار منفی دسته‌بندی می‌شود.
وسواس پیگیری اخبار ما را نسبت به آینده نامطمئن می‌کند و همین موضوع باعث اضطراب می‌شود. با توجه به اینکه رویدادهای آینده در هر حال ناشناخته است، پیگیری وسواس‌گونه خبرها به ما این حس را می‌دهد که اوضاع جهان روز به روز بدتر می‌شود.
بر اساس نظریه روحیه‌محور در روانشناسی، افرادی که مضطرب هستند خودشان بیشتر تمایل دارند که به دنبال خبرهای اضطراب‌آور بروند و به همین دلیل تصور می‌کنند که حجم این خبرها در رسانه‌ها زیاد است.
با وجود آن که به محض رخ دادن رویدادهای ناگوار، بخش بزرگی از پوشش خبری رسانه‌ها به آن اتفاق اختصاص می‌یابد و تقریبا همه مردم درباره آن حرف می‌زنند، به یاد داشته باشید که احتمال کمی وجود دارد که آن اتفاق برای شما یا اعضای خانواده و دوستانتان رخ دهد.

دنیا بیش از پیش رو به قهقرا نیست
خبرهای منفی ممکن است باعث شود که تصور کنیم دنیا روز به روز تاریک‌تر می‌شود. باید تلاش کنیم تا با مصرف عامدانه خبرهای مثبت، در مقابل این تصور بایستیم.
وقتی باور کنیم دنیا رو به قهقرا می‌رود، این موضوع بر روی تصمیم‌گیری‌های روزمره و همچنین رویکرد سیاسی ما تاثیر منفی دارد، حتی اگر در باور به اینکه دنیا هر روز جای بدتری می‌شود در اشتباه باشیم.
استیون پینکر، روانشناس و متخصص علوم شناختی، در پژوهشی که بر اساس اقتصاد، جامعه‌شناسی، روانشناسی و تاریخ بشر انجام داده است می‌گوید که انسان امروز در دنیایی زندگی می‌کند که نسبت به قرن‌های گذشته خشونت کمتر و رفاه و امنیت و سلامت بیشتری را تجربه می‌کند.
در واقع زندگی بشر نسبت به قرن‌های گذشته روند رو به پیشرفت داشته است، تنها نکته آن است که با توجه به پیشرفت صنعت ارتباطات، امروز فجایع بیش از گذشته در مقابل چشمان ما هستند.

25/مهر/1398
10531436031825270675.jpg

نامه‌ی عاشقانه‌ی بسیار خواندنی از زن جوانی که حدود صد سال پیش شوهرش جهت تحصیل به خارج رفته است.
این نامه اکنون در کتابخانه‌ی وزیری یزد نگهداری می‌شود:

بسم المعطّرٌ الحبیب

تصدقت گردم،
دردت به جانم،
من که مُردم و زنده شدم تا کاغذتان برسد، این فراقِ لاکردار هم مصیبتی شده، زن جماعت را کارِ خانه و طبخ و رُفت و روب و وردار و بگذار نکُشد، همین بی‌همدمی و فراق می‌کُشد.

مرقوم فرموده بودید به حبس گرفتار بودید، در دلمان انار پاره شد.

پری‌دُخت تو را بمیرد که مَردش اسیر امنیه‌‌چی‌ها بوده و او بی‌خبر، در اتاق شانهٔ نقره به زلف می‌کشیده!

حیّ لایموت به سر شاهد است که حال و احوال دل ما هم کم از غرفهٔ حبس شما نبوده است.

اوضاع مملکت خوب نیست؛
کوچه به کوچه مشروطه‌‌چی چنان نارنج‌‌هایی چروک و از شاخه جدا بر اشجار و الوار در شهر آویزانند و جواب آزادی‌خواهی، داغ و درفش است و تبعید و چوب و فلک!

دلمان این روزها به همین شیشهٔ عطری خوش است که از فرنگ مرسول داشته‌اید و شب به شب بر گیس می‌مالیم!

سَیّدمحمودجان،
مادیان یاغی و طغیان‌گری شده‌ام که نه شلاق و توپ و تشر آقاجانمان راممان می‌کند و نه قند و نوازش بیگم‌باجی.

عرق همه را درآورده‌ام و رکاب نمی‌دهم، بماند که عرق خودم هم درآمده.

می‌دانید سَیّدجان،
زن جماعت بلوغاتی که شد، دلش باید به یک‌ جا قُرص باشد، صاحب داشته باشد.
دلِ بی‌صاحاب، زود نخ‌کش می‌شود،
چروک می‌شود،
بوی نا می‌گیرد،
بید می‌زند.
دلْ ابریشم است.

نه دست و دلم به دارچین‌نویسی روی حلوا و شُله‌زرد می‌رود، نه شوق وَسمه و سرخاب و سفیدآب داریم.

دیروزِ روز بیگم‌باجی، ابروهایمان را گفت پاچهٔ بُز.
حق هم دارد، وقتی آن که باید باشد و نیست، چه فرق دارد، پاچهٔ بُز بالای چشم‌مان باشد یا دُم موش و قیطانِ زر.
به قول آقاجانمان، دیده را فایده آن است که دلبر بیند.

شما که نیستید و خمرهٔ سکنجبین قزوینی که باب میلتان بود بماند در زیرزمین مطبخ و زهرماری نشود کار خداست.
چلّه‌ها بر او گذشته،
بر دل ما نیز.

عمرم روی عمرتان آقا سَیّد،
به جدّتان که قصد جسارت و غُر زدن ندارم، ولی به واللّه بس است،
به گمانم آن‌قدری در فالکوتهٔ طب پاریس طبابت آموخته‌اید که به علاج بیماری فراق حاذق شده باشید، بس کنید.

به یزد مراجعت فرمایید و به داد دل ما برسید،
تیمارش کنید و بعد دوباره برگردید.
دلخوشکُنکِ ما همین مراسلات بود که مدّتی تأخیر افتاد و شیشهٔ عطری که رو به اتمام است.

زن را که می‌گویند ناقص‌العقل است،
درست هم هست؛
عقل داشتیم که پیرهن‌تان را روی بالش نمی‌کشیدیم و گره از زلف واکنیم و بر آن بخُسبیم.

شما که مَردید،
شما که عقل‌تان اَتّم و اَکمل است،
شما که فرنگ‌دیده‌اید و درس طبابت خوانده‌اید،
مرسوله مرقوم دارید و بفرمایید این ضعیفهٔ ناقص‌العقل چه کند؟

تصدّقت پری‌دُخت
بوسه به پیوست است.

لطفا به خاطر بسپاریم،یادبگیریم ودر زندگی به کار بگیریم.این است راز عشقهای ماندگار،دوست داشتنهای پایدار وتداوم زندگی مشترک.

25/مهر/1398
Sexual-relations-rules.jpg

قانون :تا زمانی که از نظر احساسی – عاطفی با کسی صمیمی و نزدیک نشده اید
، هرگز از لحاظ جنسی با او رابطه برقرار نکنید :

آیا تا به حال برایتان این اتفاق افتاده است که احساس کنید عاشق مرد یا زنی شده اید اما بعد از آنکه با او رابطه ی جنسی برقرار کرده اید ، متوجه شده اید که احساس قبلی اتان از سر عشق نبوده ، بلکه شما دچار هوس و تمایلات نفسانی بوده اید ؟ آیا تا به حال برایتان این اتفاق افتاده است که بدون تحقیقات و آنی با مرد یا زن نامناسبی ازدواج کرده باشید و همچنان رابطه تان را با او ادامه داده باشید فقط به آن خاطر که رابطه جنسی غلط و آنی خودتان را توجیه کنید ؟
آیا تا به حال برایتان این اتفاق افتاده است که به خاطر برقراری رابطه با مرد یا زنی نا مناسب ، از دست خودتان عصبانی باشید به گونه ای که اصلا نخواهید آن را دوباره به یاد آورید ؟
اگر به هر یک از پرسشها جواب مثبت داده و یا تجارب مشابهش را داشته اید به احتمال بسیار قوی به خاطر این بوده که قانون واقعی که در بالا ذکر شده نمی دانسته اید و یا اجرای آن را در زندگی و رابطه ی خود نادیده گرفته اید .
برقراری روابط جنسی آنی و زود هنگام ، قبل از آنکه با شخص مقابل صمیمیت احساسی – عاطفی برقرار کرده یا از تفاهم فکری خود اطمینان یافته باشید ، یکی از بدترین و در عین حال مخرب ترین اشتباهاتی است که زنان و مردان در روابط خود مرتکب میشوند . شاید با خودتان بگویید منظور از برقراری رابطه ی آنی و زود هنگام چیست ؟
کلمه زود هنگام ، هیچگونه ارتباطی با تعدادملاقات و مدت زمان سپری شده ندارد که بگویید بعد از ده بار ملاقات و یا بعد از گذشت سه ماه از رابطه می توان از نظر جنسی صمیمی شد ؟
این قانون به این موضوع تاکید دارد که اخذ تصمیم بزرگ و مهمی مثل صمیمیت جنسی با مرد یا زن را باید بر مبنای نزدیکی و صمیمیت واقعی احساسی – عاطفی و تنها بعد از دستیابی به تفاهم مشترک ، نه بر مبنای گذشت زمانی مشخص گرفت .
عشق ورزی و صمیمیت جنسی یکی از نیرومند ترین تجارب انسانی محسوب
می شود که می تواند میان دو نفر رخ دهد .
عشق ورزی و صمیمیت جنسی یکی از نیرومندترین تجارب انسانی محسوب می شود که می تواند میان دو نفر رخ دهد . پس می توان گفت که صمیمیت جنسی در بهترین صورت آن نه تنها پیوند جسمانی و جنسی را در انسان حاصل کند ، بلکه منجر به یگانگی قلوب و روحهای دو طرف می شود زمانیکه با مرد یا زن زندگی اتان عشق ورزی می کنید هم با شکل و قالب او پیوند می خورید و هم بدن و اندام خودتان را به روی دریافت انرژی ، ارتعاشات احساسی و ماهیت ذاتی و واقعی او باز می کنید . با توجه به اینکه با چه کسی در رابطه هستید ، این انرژی می تواند اثرات مثبت و سازنده یا منفی و بسیار ناراحت کننده ای بر شما بگذارد .
آیا این واقعیت توضیح دهنده ی این حالت نمی باشد که چرا بعد از برقراری رابطه جنسی با شخصی که تصور می کردید دوستش دارید و یا عاشقش بودید ، ناگهان نسبت به او سرد و بی تفاوت شدید ؟
حتی اگر از برقراری رابطه جنسی با او لذت برده باشید اما بعد از آنکه میل درونی و هوس میان شما دو نفر فروکش کرده و خودتان را با شخصیت واقعی او یکسان نیافتید مسلما حالتان از ادامه ی رابطه بهم خورده است . این حالت رفتاری و برخوردی یک رابطه را طبق نظریات روانشناسی ، (( کوری جنسی )) می گویند .
شخصی را ملاقات می کنید و ازاو خوشتان می آید سپس جاذبه جنسی میان خودتان را با تفاهم و هشق واقعی به اشتباه می گیرید . انگار که جاذبه جنسی نسبت به این فرد ، چشم شما را به روی حقایق شخصیتی او کور می کند .سپس خودتان را به این موضوع متقاعد می کنید که او همان زن یا مرد رویاهایم است . در حالیکه به طور واقعی شما تنها رابطه ی جنسی از او تقاضا دارید . اما بعد از فروکش کردن رابطه جنسی اتان ، ناگهان او را همانطور که هست می بینید و حالتان بد می شود . این همان کوری جنسی است !
این قانون به شما کمک می کند تا خودتان را در مقابل کوری جنسی محافظت کنید و انرژی های ناخوشایند و منفی مرد یا زنی را که دوستش ندارید و حتی به دنیای درونی اتان راه نداده اید ، در رابطه ای نادرست و مخرب وارد نکنید . به جای آنکه توجه و تمرکزتان را به عمیق تر کردن صمیمیت احساسی و عاطفی اتان سوق می دهد مانند ساختن پایه ی یک ساختمان قبل از آنکه دیوار ها ، ستون ها را بنا کنید پایه و بنیاد یک ازدواج موفق ، صمیمیت است .
بدون شک روابط جنسی نیز بخش مهمی از روابط زناشویی را تشکیل می دهند اما بدون تعهد روحی – احساسی و تفاهم ، این روابط برای رسیدن به خوشبختی کافی نیست .

نرگس ویژه – روانشناس
برگرفته از کتاب قوانین واقعی یک ازدواج

مطلب خانم ویژه

25/مهر/1398

معرفی مشاوره خانواده فردوس

مرکز مشاوره خانواده فردوس با در اختیار داشتن تیمی متخصص از برترین اساتید و مشاوران در حوزه های روانپزشکی، روانشناسی بالینی، مشاوره خانواده و ازدواج،‌ مشاوره تحصیلی، مددکار و روانسنج است. متخصصان این مرکز به شیوه­ های گوناگون خدمات درمانی ارائه می­کنند که مهمترین آنها عبارتند از: مشاوره حضوری، مشاوره تلفنی، مشاوره الکترونیکی و نوروتراپی. این خدمات در تمامی روزهای هفته در مرکز مشاوره ارائه می شود.

استفاده از مطالب وبسایت مرکز مشاوره خانواده فردوس فقط برای مقاصد غیرتجاری و با ذکر منبع بلامانع است.